

دست هایت را به من بده
میخواهم
از تمام غم ها
برگردم...
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی


به دیدارم بیا هر شب، در این تنهاییِ تنها
و تاریکِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی


مبادا چند ساعت ديرتر
به زندگی كردن فكر كنيد
بايد تاخت، بايد زد به سيم آخر
بايد دل به دريا زد...
بايد كرد آن كاری را كه بايد
بايد خواست تا بشود...
هيچ چيز در اين زندگی
آنقدر سخت نيست كه هيچ وقت حل نشود...
هيچ چيز آنقدر تلخ نيست كه رَد نشود
هيچ چيز آنقدر بد نيست كه خوب نشود.
برچسب:
نویسنده: نیکان بهرامی